تبلیغات اینترنتیclose
جوک های سری 5
صفحه اول         امروز :


امروز :
ســـــه بـــــعـــــدی
وبـــلاگ تـــفـــریـــحـــی آمـــوزشـــی ســـه بـــعـــدی


بـــه وبـــلاگ ســـه بـــعـــدی خـــوش آمـــدیـــد

بازديد : 772 مرتبه
ارسال شده در دوشنبه 29 اسفند 1390

وقتی بارون می بارد همه چیز زیبا میشه
گلها
درختها
همه چیز
میگم آ
میخوای یه سر زیره بارون برو شاید فرجی شد!

اصفهانيه موز ميخوره پوستشو ميزاره لاي دفتر خاطراتش.

حیف نان ماشینش پنچر میشه شروع میکنه از اگزوز ماشین فوت کردن دوستش میاد بهش میگه همین کاره رو میکنین بهتون میگن خر دیگه مگه نمی بینی شیشه ماشین پایینه؟

حیف نان و دوستش ميرن اكس پارتي حیف نان هلكوپتري مي ره، دوستش با آرپي جي7 مي زنتش !!!

حیف نان پليس مخفي ميشه تا سه سال گم ميشه ونميتونن پيداش كنن

به سیاوش قمیشی میگن صبحونه چی میخوری؟ میگه: عسل بانون. عسل بی نون. عسل کیک.

به حیف نان ميگن براي خمير دندون پونه آگهي بساز ميگه خمير دندون پونه چشمها رو نمي سوزونه.

حیف نان با احساساتش بازي ميكنه دو هيچ ميبازه.

يه مرده تو رستوران غذاشو ميذاره رو ميز و ميره دستشويي براي اينکه کسي به غذاش دست نزنه يه يادداشت ميذاره کنارش که کسي به غذاي من دست نزنه زيرش هم امضا مي کنه قهرمان بوکس... بعد مياد ميبينه غذاش نيست و جاش يه يادداشت که نوشته من غذات و بردم... قهرمان دو !!!

حیف نان صبح میره مغازه و کرکره رو بالا میکشه و میگه بسم الله رحمان رحیم وارد میشه و میبینه همه مغازه رو خالی کردن ! کرکره رو میکشه پایین و میگه صدق الله علی العظیم ...

اصفهانیه داشته می مرده. بچه هاشو صدا می کنه. اول می گه محمد کجایی؟ محمد می گه همین جام پدر، بعد می گه حمید کجایی؟ حمید می گه اینجا بالای سرتونم بابا، می گه فاطی تو کجایی؟ فاطی می گه همینجا کنارت هستم بابا. باباهه می گه: همه که اینجان! پس چرا چراغای اون طرف روشنه؟ 




برچسب‌: باحال,خفن,توپ,خنده زا,نیو,جوک,طنز,خنده دار,خنده اور,جدید,لطیفه,جگ,جک,ترک,لر,رشت,شمال,لهجه,پ ن پ,لطیفه های جدید سال,پیامک,اسمس,خنده,دلقک,پیام کوتاه,SMS,
ارسال توسط سه سو


مـــــطـــــالـــــب ســـــه بـــــعـــــدی