تبلیغات اینترنتیclose
جوک های سری 6 و 7
صفحه اول         امروز :


امروز :
ســـــه بـــــعـــــدی
وبـــلاگ تـــفـــریـــحـــی آمـــوزشـــی ســـه بـــعـــدی


بـــه وبـــلاگ ســـه بـــعـــدی خـــوش آمـــدیـــد

بازديد : 719 مرتبه
ارسال شده در دوشنبه 29 اسفند 1390

+_()*&&^%$$$##@%*):»ـآّ ؟>ءإژَُِۀـ««{}_(*^%$#@@!@ ؟{}[]ـ)(*&^%$@#$%^*)(+ اين کتيبه آخري هست که از تخت جمشيد کشف شده است و متعلق به داريوش اول ميباشد . ترجمه : انرژي هسته اي حق مسلم ماست.

كتاب فارسي مدارس بومي مي‌شود. تهران: آن مرد با 206 آمد، اصفهان: آن مرد با پول آمد، آبادان: آن مرد آن شب با ريبن آمد، رشت: آن مرد رفت بابا آمد.

مادره به بچش ميگه: مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد. بچه هم ميگه: آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود.

به يه خره ميگن چرا گوشات درازه ميگه هر خوشكلي يه نقصي داره.

يه بچه اي تازه بدنيا اومده بوده، شير مامانشو نمي خورده، هر زن ديگه اي هم آوردن، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه: آهان، پدر سوخته، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم.

حیف نان جلوي آيينه وايساده بود بعد گفت: جون داداش من تو رو يه جا ديدم. بعد کمي فكر كرد و گفت: آهان تو رو توي سلموني ديدم.

تو صندوق صدقات اكس مي اندازند وام ميده!

يه قورباغه با يه طوطي ازدواج ميكنه بچه شون ميشه قوطي

حیف نان فيلم جنگي مي ديده، تموم كه ميشه سينه خيز ميره تلويزيونو خواموش كنه.

طرف ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بله. طرف ميگه: پس قربون دستت، بذار يك حالي بكنيم!

دو نفر ميرن سوراخ لايه اوزن رو بدوزن، خودشون مي مونن اونور!

يه روز 3 تا لاك پشت ميرن سفر و با خودشون چند تا نوشابه هم ورمي دارن تا وقتي رسيدن بخورن. 25 سال طول مي كشه تا برسن. وقتي ميرسن يادشون ميفته كه با خودشون استكان نبردن. يكيشون داوطلب ميشه كه بره استكانا رو بياره ولي ميگه بايد قول بدين كه تنهايي نخورين ها. دوستاشم قول ميدن كه نخورن. يه 50 سالي مي گذره دوستاش ميگن بابا اين نيومد بيا نوشابه ها رو بخوريم. تا درنوشابه رو باز مي كنن يهو لاك پشته از لاي سنگها مياد بيرون ميگه نامردا! نگفتم اگه برم مي خورين؟!

حیف نان نصف شب ميره دزدي صاحب خونه پا ميشه ميگه كيه؟ حیف نان ميگه هيچكي، گربست بع بع ... !

يه روز كه آدم مياد خونه در ميزنه، حوا ميگه كيه؟ آدم ميگه آخه دانشمند غير از من و تو كس ديگه اي هم مگه هست؟!

یه روز دیگه حوا از آدم می پرسه: دوستم داری؟ آدم می گه: چاره دیگه ای هم دارم؟

بچه از باباش مي پرسه: بابا الاغا هم زن مي گيرن؟ باباش ميگه: آره بابايي فقط الاغا زن مي گيرن!

سه نفر خونشون برق نداشته , تصميم مي گيرند از خيابون برق بدزدند, بعد از مدتي دو دقيقه به دو دقيقه برق خونشون ميره! اگه گفتي چرا؟ چون برق را از چراغ راهنمائي دزدیده بودند.

به يه تركه ميگن چرا قبض اب وبرق را دوست داري؟ ميگه چون پشتش نوشته مش ترك گرامي! 




برچسب‌: باحال,خفن,توپ,خنده زا,نیو,جوک,طنز,خنده دار,خنده اور,جدید,لطیفه,جگ,جک,ترک,لر,رشت,شمال,لهجه,پ ن پ,لطیفه های جدید سال,پیامک,اسمس,خنده,دلقک,پیام کوتاه,SMS,
ارسال توسط سه سو


مـــــطـــــالـــــب ســـــه بـــــعـــــدی