تبلیغات اینترنتیclose
جوک های سری 9 و 10
صفحه اول         امروز :


امروز :
ســـــه بـــــعـــــدی
وبـــلاگ تـــفـــریـــحـــی آمـــوزشـــی ســـه بـــعـــدی


بـــه وبـــلاگ ســـه بـــعـــدی خـــوش آمـــدیـــد

بازديد : 653 مرتبه
ارسال شده در دوشنبه 29 اسفند 1390

يه حیف نان ميره تهران ميبينه همه استين کوتاه پشيدن ميگه پس اينا چجوری دماغشونو پاک مي کنن

حیف نان ميخواد به دختره تيكه بندازه ميگه در قلب مني هرگز

جمیله با ادیسون ازدواج می کنه بچشون می شه رقص نور

حیف نان ميره پارتي فرداش دوستش ميگه ديشب خوش گذشت؟ ميگه اره خيلي باحال بود من را هم خيلي تحويل گرفتن اسم يه گل هم روم گذاشته بودن هي مي گفتن اسگل بايد برقصه اسگل بايد برقصه

حیف نان و دوستش به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر می گیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید! حیف نان میگه: مگه خودت نمی خوای بیای؟

اين شعر كانديد شعر سال 2005 اثر يك پسر سياه پوست وقتي به دنيا امدم سياه بودم وقتي بزرگتر شدم بازهم سياه بودم وقتي جلو افتاب ميرم باز هم سياهم وقتي ميترسم هم سياهم وقتي سردمه سياهم وقتي مريضم باز هم سياهم وقتي هم كه بميرم باز سياه خواهم بود تو اي دوست سفيدمن وقتي به دنيا امدي صورتي بودي وقتي بزرگتر شدي سفيد شدي وقتي جلو افتاب ميري قرمز ميشي وقتي ميترسي زرد مي شي وقتي مريضي سبز ميشي وقتي هم كه بميري خاكستري ميشي وتو به من ميگي رنگين پوست

قاضي: «چرا دستت را در جيب اين آقا كردي؟» متهم: «جناب قاضي! خيال كردم جيب خودم است.» قاضي: «پس چرا پول‌هايش را برداشتي؟» متهم: «يعني مي‌فرماييد اختيار جيب خودم را هم ندارم!»

يك ژايني بعد از 15 سال به يك مورچه ياد ميده كه با چوب غذا بخوره بد اون رو مياره تو ميدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور ميايستن تا نگاه كنند حیف نان داشته از اونجا رد مي شده مي بينه همه عقب وايستادن و يك مورچه هم اون وسط هست ميره باپا مورچه رو له ميكنه ميگه اخه مورچه هم ترس داره

یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش میرن کنار رودخونه برای پیکنیک که برای‎ ‎نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب ‏می بره که پدره داد می زنه:‏‎ ‎خانوم بچه رو آب برد ‏‎ ‎دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن!!!

اندی اعلام کرد خوشگلایی که نمی خوان برقصن می تونن دنبال گیتار آقای شماعی زاده بگردن!

مهم نتيجه نيست مهم برد و باخت نيست مهم نشون دادن قدرت و اقتدار مليست، مهم جوانمردانه بازي کردن است. ستاد ماست مالي کردن باخت تيم ملي فوتبال

درسته که ايران به مکزيک و پرتغال باخت و همه شاکي هستيم، ولي اين دليل نميشه که يادمون بره: انرژي هسته اي حق مسلم ماست

بسيجيه مي خواسته به دختره متلک بگه. مي گه خوشگل نمازتو خوندي؟

پليس به حیف نان: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!! حیف نان: ولي اينجا تابلو نزدين!!! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين!!!

حیف نان مي ره استاديوم جاي اينکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه مي کرده. بهش مي گن چرا فوتبال نگاه نمي کني؟ مي گه: دنبال کلمه زنده مي گردم

دكتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه كرد و در برگه نوشت: معاف، به دليل ضعف جسماني. پسر لاغر با خوشحالي گفت: آخ جون! فوري مي‏رم زن مي‏گيرم. دكتر نوشت: و همچنين ضعف عقلاني…

حیف نان با دوست دخترش تو ماشين بودن ميبينه جلوتر ايست بازرسيه! قبل از ايست بازرسي به دوست دخترش مي گه: تو از ماشين پياده شو بعد از ايست بازرسي بگو مستقيم تجريش که من دوباره سوارت کنم. بعد از ايست بازرسي دختره يادش ميره بگه تجريش ميگه: ونک حیف نان ميگه شرمنده!

آقاهه سخنراني مي کرده، مي گفته ما اسراييل رو مي گيريم، اروپا رو مي گيريم، آمريکا رو هم مي گيريم. يه نفر بلند مي شه مي گه: اگه يه کم ديشتو بخوابوني Arab Sat رو هم مي گيري.

از حیف نان مي پرسن صورتي چه رنگيه؟ مي گه قرمز يواش.

مادر: «باز هم كه پاي چشمت كبود شده! مگه نگفته بودم هر وقت مي‌خواهي دعوا كني، تا بيست بشمار!» پسر: «چرا، ولي مادر كسي كه با او دعوام شد، بهش گفته بود تا ده بشمار!» 




برچسب‌: باحال,خفن,توپ,خنده زا,نیو,جوک,طنز,خنده دار,خنده اور,جدید,لطیفه,جگ,جک,ترک,لر,رشت,شمال,لهجه,پ ن پ,لطیفه های جدید سال,پیامک,اسمس,خنده,دلقک,پیام کوتاه,SMS,
ارسال توسط سه سو


مـــــطـــــالـــــب ســـــه بـــــعـــــدی