تبلیغات اینترنتیclose
جوک های سری 14
صفحه اول         امروز :


امروز :
ســـــه بـــــعـــــدی
وبـــلاگ تـــفـــریـــحـــی آمـــوزشـــی ســـه بـــعـــدی


بـــه وبـــلاگ ســـه بـــعـــدی خـــوش آمـــدیـــد

بازديد : 778 مرتبه
ارسال شده در دوشنبه 29 اسفند 1390

از حیف نان مي پرسن معيار شما واسه انتخاب همسر؟ مي گه صداقت فاطمه. عفاف زهرا. صبر زينب. فداکاري سميه. اندام جنيفر لوپز!

دوتا زانتیا با هم ازدواج میکنن بچه شون ژیان میشه . . . . . . ازدواج فامیلی همینه دیگه

دخترها تو زندگي شون جز شوهر چيزي نمي خوان!!! ولي به شوهر که رسيدن همه چي مي خوان

می دونی تفاوت شهرداری با صدا و سیما چیه؟ اولی آشغال رو جمع می کنه دومی آشغال پخش می کنه

به حیف نان ميگن ترمز ABS چيه؟ ميگه تو سرعت هاي زياد و سر پيچ ها کار حضرت ابوالفضل رو مي کنه!

دونفر نشسته بودن قاشق قاشق ماست توي رود خونه مي ريختن. حیف نان رد مي شه می پرسه چيکار مي کنيد؟ مي گن داريم دوغ درست مي کينيم. حیف نانميگه خاک بر سرتون... خوب همين کارا را مي کنيد که همه ميگن خرین...آخه اين همه دوغ رو کي مي خوره؟

از حیف نان مي پرسن نظرت راجع به 4 مقوله فکر،شعور،عقل و درک چيه؟ مي گه ما به اينا مي گيم چهارمحال بختياري

ميدوني تنها حيواني که همه رو مي شناسه کدومه؟....... نميدوني؟ ... بابا گوسفنده ديگه چون به هر کي ميرسه ميگه: بععععع بع بع بععع

حیف نان از كيوسك تلفن عمومي مياد بيرون، ازش ميپرسن: سالمه؟ ميگه: آره، ولي آفتابه نداره

حیف نان از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی. راننده می گه من که چیزی نگفتم. حیف نان می گه بعدا که می گی

حیف نان مي ره مکه بعد داشته برعکس همه طواف مي کرده، بهش ميگن هي چرا داري برعکس طواف مي کني، ميگه : شما از اون ور دنبالش کنيد من از اين ور مي گيرمش.

يه يارو پطروس فداكار را با دهقان فداكار اشتباه مي گيره ميره انگشت ميكنه تو چشم راننده قطار

از حیف نان می پرسن نظرت راجع به گرون شدن بنزین چیه؟ می گه برای ما که فرقی نمی کنه ما همون 1000تومن بنزِین رو می زنیم

مادر: پرويز جون مگه تو زبون نداري که دستت را وسط سفره دراز مي کني؟ پرويز: چرا مادر جان زبان دارم ولي زبانم به وسط سفره نمي رسه!!!

حیف نان ميره براي عضو شدن تو بسيج مسئول ثبت نام ازش ميپرسه معني قدس سره الشريف يعني چه؟ حیف نان يه خورده فكر مي كنه ميگه همون دمت گرم خودمونه ديگه!

حیف نان نون بربري مي خره از جلو لواشي رد مي شه مي بينه نونها دارن تو دستگاه مي چرخن مي گه: اقا چقدر مي گيري اين بربري منم يه دور سوار بشه؟

سه تا دزد مشغول دزدي بودن که صاحب خانه رسيد. هرکدام داخل يه گوني قايم ميشن صاحب خانه يه لگد ميزنه به گوني اول. صداي گردو در مياره. به دومي ميزنه صداي نون خشک ميده. به سومي ميزنه. صدايي نمياد. دوباره ميزنه بازم صدا نميده. چند بار ديگه ميزنه. يارو شاکي ميشه مياد بيرون ميگه: عمو، آرده، آرد صدا نداره 




برچسب‌: باحال,خفن,توپ,خنده زا,نیو,جوک,طنز,خنده دار,خنده اور,جدید,لطیفه,جگ,جک,ترک,لر,رشت,شمال,لهجه,پ ن پ,لطیفه های جدید سال,پیامک,اسمس,خنده,دلقک,پیام کوتاه,SMS,
ارسال توسط سه سو


مـــــطـــــالـــــب ســـــه بـــــعـــــدی