تبلیغات اینترنتیclose
جوک های سری 19
صفحه اول         امروز :


امروز :
ســـــه بـــــعـــــدی
وبـــلاگ تـــفـــریـــحـــی آمـــوزشـــی ســـه بـــعـــدی


بـــه وبـــلاگ ســـه بـــعـــدی خـــوش آمـــدیـــد

بازديد : 713 مرتبه
ارسال شده در دوشنبه 29 اسفند 1390

كمترين ميزان آمار طلاق متعلق به حلزون هاست چون نه مشكل خانه دارند نه ماشين

اگر يه مرد در ماشين رو براي خانومش باز کنه ميشه 2 تا نتيجه گرفت: 1.ماشين تازه هست 2.زنش تازه هست

حیف نان رو برق مي گيره هر كاري مي كنه نمي تونه خودشو رها كنه اونم سيم برق رو محكم مي گيره ميگه ولم كن تا ولت كنم.

به حیف نان می گن با ماتیز جمله بساز: می گه دیشب دزد اومد خونمون. می گن این که ماتیز نداشت! می گه خوب ما تیز بودیم گرفتیمش

حیف نان می ره جبهه. تفنگو می زاره پشت سر عراقیه. می گه اگه تکون بوری با لگد می زنمت!

حیف نان زنگ ميزنه پيتزا سفارش ميده، مسئول سفارش ميگه: به نام؟ ميگه: خدا

به حیف نان مي گن سفر حج چطور بود مي گه عالي، خيابوناش تميز، برجاش بلند، ماشينا همه اخرين مدل، يه جاي ديدني هم داشت كه خيلي شلوغ بود من نرفتم.

شيطون اكس ميخوره مردم رو به راه راست هدايت مي كنه ...!

يه گلابيه گن می پوشه ميگه من موزم.

يه روز يه معلم به دانش آموز خود عكس پاي يك حيواني را نشان داد واز او نام حيوان را پرسيد. دانش آموز هر چقدر به عكس نگاه كرد نتوانست نامش را بگويد. معلم با عصبانيت به او گفت: اسمت را بگو تا برايت يك صفر بگذارم. دانش آموز كفشهايش را در آورد و به معلم خود گفت: شما هم از روي پاي من بگوييد اسم من چيست.

روزی از ميلتون (شاعر معروف انگليسی) پرسيدند: چرا وليعهد انگلستان می تواند در چهارده سالگی بر تخت سلطنت بنشيند و سلطنت کند، اما تا هيجده سال نداشته باشد نمی تواند ازدواج کند؟ گفت: بخاطر اينکه اداره کردن يک مملکت از اداره کردن يک زن به مراتب آسان تر است

از دختره مي پرسن نامزدت چه شکليه؟ ميگه مثل اسب نجيب. مثل پلنگ مهربون. مثل شير قوي. مثل عقاب تيز بين. دوستش ميگه کي ميريم باغ وحش نامزدت رو ببينيم .

حیف نان يه كدو تنبل ميخره، ميزارتش كلاس تقويتي.

يه روز يه معلمه از دانش آموزش مي پرسه در آينده مي خواهيد چه کاره شويد؟ احمد ميگه: مي خوام خلبان بشم. رامين ميگه: مي خوام دکتر بشم . سارا ميگه: مي خوام يه مادر خوب بشم. رضا ميگه: مي خوام درآينده به سارا کمک کنم.

حیف نان خیلی چاق بوده. جلو دوستاش مي ره رو ترازو، واسه اينکه ضايع نشه شکمش رو مي ده تو.

هر وقت احساس تنهايي كردي پاهاتو تو سينه جمع كن و با دستات به داخل فشار بده. حتما يه باد صدادار ازت در ميره و مي‌خندي و خوشحال خواهي شد كه تنهايي!

حیف نان ميره خياطي ميگه: با اين پارچه برام يه كت و شلوار بدوز، فردا نيام بگي سوزنم شكست، برق نبود، چرخم خراب شد، اصلا پدرسگ نمي خواد بدوزي، پارچه رو بده!

اگه گفتین تو محل کی به همه محرمه؟؟؟ خوب معلومه لبنیاتی سر کوچه چرا؟؟ چون به همه محل شیر میده.

حیف نان به تاكسي ميگه آقا چند ميگيري منو برسوني به راه آهن؟ راننده ميگه 1000 تومن . حیف نان مي پرسه واسه چمدونام چند مي گيري؟راننده ميگه هيچي. حیف نان ميگه پس چمدونام رو ببر من هم اومدم 




برچسب‌: باحال,خفن,توپ,خنده زا,نیو,جوک,طنز,خنده دار,خنده اور,جدید,لطیفه,جگ,جک,ترک,لر,رشت,شمال,لهجه,پ ن پ,لطیفه های جدید سال,پیامک,اسمس,خنده,دلقک,پیام کوتاه,SMS,
ارسال توسط سه سو


مـــــطـــــالـــــب ســـــه بـــــعـــــدی