تبلیغات اینترنتیclose
جوک های سری 4
صفحه اول         امروز :


امروز :
ســـــه بـــــعـــــدی
وبـــلاگ تـــفـــریـــحـــی آمـــوزشـــی ســـه بـــعـــدی


بـــه وبـــلاگ ســـه بـــعـــدی خـــوش آمـــدیـــد

بازديد : 1210 مرتبه
ارسال شده در دوشنبه 29 اسفند 1390

- از غضي مي پرسن نظرت راجع به بازي ايران و استراليا چيه؟ مي گه اي بابا اينا شورشو در اوردن انقدر نشون مي دن تا ايران ببازه!

- غضي ميره شکار خرگوش از پشت درخت صداي هويج در مياره !

- مي گن با لجن جمله بساز : مي گه اين بچه ها با ما لجن !

- يه گاوه مي ره کلاس انگليسي مياد بيرون مي گه : وي ي ي ي ي ي ي ي !!!

- رشتيه و آمريکاييه و آلمانيه تو هواپيما بودن که هواپيما سقوط مي کنه يه دفعه فرشته ي نجات با يه قاليچه ي پرنده مياد مي گه از هر کدوم يه سوال مي کنم اگه درست جواب داد سوار مي شه. از آمريکاييه مي پرسه : رييس جمهور آمريکا کيه ؟ مي گه بوش. مي گه آفرين سوار قاليچه شو. از انگليسيه مي پرسه پايتخت انگليس کجاس ؟ مي گه لندن. مي گه تو هم سوار شو. از رشتيه مي پرسه رييس جمهور آنگولا در سال 1920 کي بود ؟ رشتيه مي گه : آووووو خوب يه دفعه بگو جا ندارم ! (من که نفهميدم يعني چي !!!)

- جوک جلوي اتوبوس رو شنيديد ؟ منم ته اتوبوس بودم نشنيدم ! (اين هم از استعدادهاي خدادادي يک خواننده ي بي ذوق !)

- دخو از راهي مي گذشت ديد خر يه دهاتي مريض بر زمين افتاده دهاتي هم نمي دونه دردش چيه. دخو گفت اين که کاري ندارد ! دم خر را بزن بالا و داخل سوراخ نگاه کن ! خودش هم دهان خر را باز کرد و نگاه کرد. از دهاتي پرسيد : خوب منو ميبيني ؟ دهاتي گفت نه. گفت معلومه : روده اش پيچ خورده است !

- يه عده ميرن کوه. راهنماشون لکنت زبون داشت و هي تو راه مي گفت چ چ چ چ ... بالاي کوه که رسيدن گفت : چ چ چادر رو جا گذاشتيم ! همه شاکي بر گشتن پايين ! تو راه برگشت هي مي گفت : ش ش ش ش ... ميرسن پايين کوه و هر چه مي گردن چادري پيدا نمي کنن. راهنما مي گه : ش ش ش شوخي کردم !!!

- غضنفر زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. غضنفر ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!باباهه هم شاكي ميشه فحش رو ميكشه به غضنفر! چند روز بعد دختره غضنفر رو تو خيابون ميبينه،‌ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي در مياري؟! وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. غضنفر هم ميگه ‌باشه. دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.غضنفر هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟! ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!

- يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده!

- غضنفر ميره بقالي،‌مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!

- غضنفر هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا غضنفر زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره و مي‌پرسه چيكار داري؟ غضنفر حول ميشه،‌با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!

- وسط اردبيل يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش،‌زخم و زيلي مي‌شدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار مي‌كنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم!يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد!آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چي‌كار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال مي‌كنن، كف مي‌زنن سوت مي‌كشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري!يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب مي‌كنن،‌ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر مي‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه مي‌زنيم!

- عربه ميره داروخونه ميگه:ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:بگذار برم هزار تا ميخ بخرم‌،‌يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره جلو عربه... عربه يك نگاه مي‌كنه ميگه::اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري!

- غضنفر ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. غضنفر ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!

- غضنفر ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!

- به غضنفر ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!

- غضنفر از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، غضنفر ميگه:بايد خيلي برم؟!

- از غضنفر مي‌پرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!

- غضنفر يه سكه اززير خاك پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخِ ضرب: 200 سال قبل از ميلاد! 




برچسب‌: باحال,خفن,توپ,خنده زا,نیو,جوک,طنز,خنده دار,خنده اور,جدید,لطیفه,جگ,جک,ترک,لر,رشت,شمال,لهجه,پ ن پ,پس نه,
ارسال توسط سه سو


مـــــطـــــالـــــب ســـــه بـــــعـــــدی